صبا
1 2 3 4 5 >> >

 

بخش چهارم :

یا اَباعَبْدِا... ؛

اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلی یَومِ الْقیامة

بی تردید عقیده و شعار من این است که تا روز رستاخیز در کنار دوستان شما بوده و ضمن بیزاری و برائت از مخالفان شما،در جبهه پیکارگران و همرزمان شما باشم . 

یکی از وظایف انسان مسلمان شناخت جبهه حق و باطل است . تا در کنار حق قرار گرفته و بر ضد باطل بجنگد . زیرا صحنه حق و باطل از آغاز خلقت انسان وجود داشته است . پس مهم این است که حق شناسایی شده و پاس داشته شود تا از هواداران باطل کم شود . آری شعار رسمی حسینیان تا روز قیامت همین است :

ما امام حسین (ع) را بر حق میدانیم و از او و اهداف وآرمانهایش حمایت میکنیم و با مخالفان و دشمنانش مبارزه می کنیم .

فَأَسْئَلُ ا... الَّذی أَکْرَمَنی بِمَعْرِفَتِکُمْ وَ مَعْرِفَةِ أَولیائِکُمْ وَ رَزَقَنِی الْبَرائَةَ مِنْ أَعْدائِکُمْ

ای خدایی که مرا به جهت شناخت خاندان نبوی و دوست داران آنها و تبری از دشمنان آنان به مقام کرامت انسانی بار داده ای از تو میخواهم ... .

امام باقر (ع) میفرماید: عصاره و چکیده حکمت دو کلمه است :

فرمان برداری از خداوند سبحان

شناخت خلیفه او و امام بر حق .

پس عظمت امام و مقام امامت و کرامت آگاهان و عارفان به آن دو روشن میگردد. اگر ما انسانهای معمولی که اسیر قفس تن بوده و از پرواز به عالم ملکوت محروم هستیم به گونه ای با انسانهای کامل ارتباط پیدا کنیم به اندازه گستره وجودی خودمان به مقام کرامت نزدیک می شویم .

از دیدگاه امام باقر (ع) وسیله و ابزار رسیدن انسان به مقام کرامت ، شناختن انسانهای کامل است ؛ یعنی پاک زادگان خاندان نبوت و پرورش یافتگان آنها را به درستی شناختن و از صفوف دشمنان آنها جدا شدن .

امام باقر و امام صادق (ع) می فرمایند :

خداوند در مقابل ایثار و فداکاری امام حسین (ع) چند ویژگی به او کرامت فرمود :

1-             امامت را در فرزندان او قرار داد .

2-             تربت او را وسیله شفا و بهبودی قرار داد .

3-             حضور در حرم مطهر او را سبب استجابت دعا قرار داد .

4-             زیارت او را وسیله طول عمر معرفی کرد .

همچنین از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند : کسی که حسین ابن علی (ع) را در روز عاشورا با معرفت زیارت کند مثل کسی است که خدا را در عرش زیارت کرده است .

 

 

                                                        

 

 


نظر() تفسیر زیارت عاشورا ،

  

 

تسلیت

رحلت رسول مکرم اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام و امام رضا علیه السلام را به پیشگاه مقدس حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و به تمام شیعیام و محبان تسلیت عرض مینمایم

آجرک الله یا بقیه الله


نظر() پیامبر(ص) ، امام حسن مجتبی (ع) ، امام رضا(ع) ،

  

در دهه 60 در غرب، دامن های خیلی کوتاه مد شد وبسیاری از خانم ها ترجیح دادند تا به جای پوشیدن جوراب از ساق جورابی‌های بلند استفاده کنند، در نتیجه برای رقابت با ساق ها، طول جورابها خیلی بلندتر از معمول شد تا برای پوشیدن با دامن های کوتاه مناسب باشد، اما در اثر این تغییر جوراب ها به کلی از مد خارج شد و جای آن را ساق جورابی ها گرفتند. در حقیقت ساق جورابی‌های نایلونی زیبا و ظریف در دهه1960 خیلی رایج شد. در حالی که در طول 400 سال پیش از آن ، جوراب های ساق بلند بر مد مسلط بود.
پس از دهه‌ی 60 میلادی، تحول چندانی در زمینه صنایع تولید جوراب رخ نداد و تا امروز جوراب‌های زنانه و مردانه فقط به تناسب مدهای روز تغییر کرده‌اند. اما در سال های اخیر جوراب های ساق بلند و ساق شلواری‌ها و جوراب شلواری‌ها بازهم مد و رایج شده است و در راهروهای فشن و مجلات دیده می شود
امروزه توجه و علاقه زیاد به ساق‌های طرحدار و رنگی در مجموعه های طراحان مشهور مد جهانی مشاهده شد و این ساق‌ها بیش از سایر دهه ها مورد توجه خانم ها قرار گرفت و مد شد. این مدل‌ها با شکل و عناوین مختلفی مثل شلوارهای تنگ و چسبان، ساق‌جورابی‌ها، جوراب های بلند طرح دار، جوراب شلواری و ساپورت و … از پاییز و زمستان سال قبل دراغلب بوتیک ها و فروشگاه‌های لباس زنانه برای فروش عرضه شده اند

 ساپورت چرا وارد ایران شد؟

 

ده سال پیش طی طرحی محرمانه جامعه شناسان فرانسوی و ایتالیایی و آمریکایی یه به عبارتی فراماسونری تحقیقات گسترده ای رو روی مردان  ایرانی انجام دادند البته با هزینه عربستان سعودی که متاسفانه یا بدبختانه موفق هم بود.

اونا توی تحقیقاتشون ، فلش رو سمت غیرت مرد ایرانی گرفته بودند که در دنیا  زبانزد خاص و عامه و هدفشون از بین بردن این عنصر گرانبهای مرد ایرانی و به تبع آن کانون امن خانواده بودند

 

این دانشمندان و جامعه شناسان عضو آسیب پذیر مرد ایرانی یا به عبارتی همه مردهارو (چشمشون) تشخیص دادن ولی به دلیل قانون اساسی جمهوری اسلامی با محدودیت های اسلامی که خدارو شکر در ایران هنوز پابرجاست روبرو شدند

 

با توجه به اینکه برای هر کاری یه راهی وجود داره اونا با استفاده از دومتر پارچه محصولی رو ساختند با پوشش کامل اما در عین حال بسیار تحریک کننده و تخریبگر که اگه کسی بهشون گیر داد بگن این که حجابش کامله و ..... و در عین حال به هدفشون برسند

 

راه نفوذ و اپیدمی شدن ساپورت در ایران : بهترین راه ماهواره بود ، سریال های ترکی که فاحشگی رو داره توی خون مردم ما بی صدا وارد میکنه و تا این حرف رو میشنویم بهمون بر میخوره که نه و اینطور نیست و .....

 

امکان نداره اگه شخصی رو با این مشخصات که گفتم بشناسید و توی خونه اش ماهواره نداشته باشه

من شخصا ماهواره ندارم و علاقه ای هم به اون ندارم ولی اینو میدونم صدا و سیمای ما با این همه بودجه پولش نمیرسه یه سریال خارجی در ماه بخره و کلی پول خرج دوبله و تدوین و هزار تا کوفت دیگش بکنه ولی اون حرومزاده ها که در راسشون (رابرت مرداک) اسراییلی قرار داره به هدفشون تقریبا رسیدند

 

داغونمون کردن ، من یادمه دخترای ایرانی روشون نمیشد حتی جلوی پدر و مادرشون ازین چیزا بپوشن ولی الان وقتی میری رستوران ، سینما ، هتل و ..... انگار اومدی توی خونشون و یه جورایی تو معذب میشی

 

اون حرومزادههایی که این آشغالارو وارد کشور کردن به ولله قسم هدف داشتند ، ازین مطلب سرسری نگذرید

 

قسمت بدتر قضیه اینجاست که وقتی به طرف میگی آقای ..... چرا میزاری دخترت اینجوری بیاد بیرون میگه اولا به تو ربطی نداره و ثانیا یه جای پاش که بیرون نیست وپوشیده پوشیدست

 

وقتی به شوهری که  خانومش رو که فقط جلوی اون باید راحت باشه رو راحت تراز تیپ خونه میاره بیرون و اونو میندازه جلو و ساک بچه و کیف خانوم رو خودش مثل الاغ میندازه گردنش  میبینی چی باید بهش بگی قدیم به مردای بی ناموس و بی غیرت میگفتند (...س) ولی به نظر من این فحش هم حرمت داره و برازنده ی اون دور از جون قدیمی هاست

 

   

پدر و مادر و برادر و شوهری که بزارن اعضای خانوادشون اینجوری بیان بیرون به قرآن قسم توی فاحشه شدنشون دخیل هستند

 

این به ظاهر خانوما جدیداً به راحتی طلاق میگیرن  و یه جا کار جور میکنن و گوشی تاچ میخرند و دماغشون رو عمل میکنن و خونه مجردی و ...... بقیش رو دیگه بهتر میدونید . دیگه حتی اون مترسک هم نیست که دنبالشون راه بیفته یه شب با این یه شب با اون .

 

شمارو به حضرت زهرا (س) قسم میدم بیاید از خودمون و خانوادمون شروع کنیم و نزاریم این عاقبت دور از جون قسمت خودمون بشه به خدا اگه بخوایم همرنگ این جماعت بشیم رسوای هر دو عالم میشیم

 

بیاید از نزدیکان خودمون شروع کنیم و براشون وقت بزاریم حتی اگه یه نفر رو متقاعد کنیم کلی ثواب داره

 

اگه دقت کنید چند سالیه که فساد به حدی زیاد شده و چیزهایی وارد فرهنگ ماشده که هیچ وقت فکرشم نمیکردیم به اینجا برسیم . زنای زن شوهردار ، زنا با محارم ، ازدواج های حرام ابدی و ......

 

اینحا نتیجه میگیریم امثال رابرت مرداک زنازاده  دیگه مثل اوایل انقلاب دنبال جنگ فیزیکی و موشکی با ما نیستند ، حنگ اونا با ما فرهنگی بود و متاسفانه موفق شدند

 

به خدا ما فرهنگ غنی داشتیم ، یه نمونش تخت جمشید و پله هاش که برای زن ایرانی که کاملا پوشیده بود درست شده بود که قدمهاش رو کوچک برداره و پله های اونجا فاصله کمی با هم دارند

 

زن ایرانی این نبودا.......  زن ایرانی شیر زن بود ، خودش رو همیشه از نگاه های نامحرم میپوشوند  نه اینکه این مدلی به همراه یه مترسک بی غیرت به عنوان مرد زندگیش بیاد بیرون

 

توی فیس بوک کلوپ هواداران ساپورت درست شده که عکسای دخترا و زنهایی رو که ساپورت میپوشند رو آپلود میکنه و در اختیار یه سری مریض جنسی میزاره که استفاده بهینه رو ازش ببرن

 

یه سری ازین عکسارو خوده این خانوما در پیجشون میزارن

 

همه این حرفارو گفتم و سرتون رو درد آوردم ولی......

هنوزم هستند دخترای با حیا و پاک ، هنوزم اون شیر زنها هستند ، هنوزم هستند دخترایی که با وجودی که مانتو میپوشند حجابشون از چادری های متمدن امروزی بهتره

این فرشته ها هنوزم هستند ولی نه توی خیابون و فیس بوک و .....

بدست آوردنشون سخت هست ولی ارزششو داره

منبع : وبلاگ
http://etesal.blogfa.com


نظر() حجاب ، ساپورت ،

  

بس عبوس بود مقابل دشمنان خدا، عباس نام گرفت

تا بفهماند ما را دیپلماسی عاشورا قهقه و خنده با

یزیدیان زمان نیست...

فردای
امان نامه
عاشوراست....!

هشدار ...


اولین دیدگاه را شما بگذارید

  

هنوز در ساحل نفس ناخدایی میکنم...
نمیدانم از دلم تا حرم
چند اربعین پیاده
روی مانده...

امام حسین (ع)


اولین دیدگاه را شما بگذارید امام حسین (ع) ،

  

امام سجاد (ع)
مختصری از زندگانی حضرت امام سجاد(ع)


اسم مبارک آن بزرگوار علی است و مشهورترین القاب آن حضرت زین العابدین و سجّاد است و مشهورترین کنیة او ابامحمد وابوالحسن است. مدّت عمر آن بزرگوار مثل پدر بزرگوارش پنجاه و هفت سال است زیرا پانزدهم جمادی الاول سال سی و هشت از هجرت به دنیا آمد. تولد آن بزرگوار دو سال قبل از شهادت امیرالمؤمنین (ع) است و تقریباً بیست و سه سال به پدر بزرگوار زندگی کرد. پس مدت امامت آن بزرگوار سی و چهار سال است.

حضرت سجّاد (ع) پدری چون حسین دارد و مادرش دختر یزدگرد پادشاه ایران است که دست عنایت حق بطور خارق العاده این دختر را به امام حسین می رساند. شرافت این زن آن است که مادر نه نفر از ائمة طاهرین می شود و چنانچه حسین (ع) اب الائمه است. این زن نیز ام الائمه است. و اما از نظر فضایل انسانی: امام سجّاد (ع) گرچه با اهل بیت علیهم السلام وجه اشتراک در همة فضایل دارند و هیچ فرقی میان آنان از نظر صفات و فضایل انسانی نیست، اما از نظر گفتار و کردار شباهت تامّی به جدشان امیرالمؤمنین علیه السلام دارد.
ایمان امام سجاد (ع)
امیرالمؤمنین (ع) در دعای صباح می گوید:
یا من دل علی ذاته بذاته. «ای کسی که برهان وجود خود هستی.»
حضرت سجّاد نیز در دعای ابوحمزة ثمالی می گوید:
 بک عرفتک وانت دللتنی علیک وعوینی الیک ولولا انت لم أدرما انت. «تو را به خودت شناختم و تو دلالت نمودی مرا بر خودت و دعوت نمودی به خودت و اگر نبودی، ترا نمی شناختم.»
این گونه کمات منتهای ایمان را می رساند و این همان ایمان شهودی است که امیرالمؤمنین می فرماید:
لو کشفت لی الغطاء ما ازددت یقینا.
«اگر بر فرض محال ممکن بود خدا را بر این چشم ظاهری دید و می دیدم بر یقین من که الآن به ذات مقدس حق دارم افزوده نمی شد.».

علم امام سجّاد (ع)

اگر امیرالمؤمنین علیه السلام می گوید: «از من بپرسید هرچه می خواهید که به خدا قسم تمام وقایع را تا روز قیامت می دانم، حضرت سجاد نیز می گوید: «اگر نمی ترسیدم که مردم در حق ما غلوّ کنند، وقایع را تا روز قیامت می گفتم.»

تقوای امام سجاد (ع)

امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمود:
 والله لو اعطیت الاقالیم السبعة وما تحت افلا کها علی ان اعصی فی نملة اسلبها جلب شعیرة ما فعلت.
«به خدا قسم اگر تمام عالم هستی را به من دهند که به مورچه ای ظلم کنم و بیجهت پوست جوی را از دهان آن بگیرم، نمی کنم.»

حضرت سجّاد نیز می فرمود:

تعصی الاله وانت تظهر حبّه                                    هذا لعمری فی الفعال بدیع

 

لو کنت تظهر حبه لأطعته                                      ان المحب لمن یحب مطیع

«خداوند را معصیت می کنی و ادعا می کنی که او را دوست داری. به جان من این ادعا از عجایب امور است. اگر راستی خدا را دوست داشتی او را اطاعت می کردی، زیرا محّب همیشه مطیع محبوب است.»


در این اشعار نیز امام سجاد می گوید محال است که خداوند را معصیت کنم، زیرا او را دوست دارم.

عبادت امام سجاد (ع)

دربارة امیرالمؤمنین گفته شده است که روزها به ایجاد باغ و قنات برای فقرا و محتاجین مشغول بود، و تا به صبح عبادت می کرد. حضرت سجّاد نیز چنین بود چه بسیار باغها و قنوات که به دست ایشان برای دیگران آباد یا ایجاد شد. عبادت و سجدة او به حدی بود که به زین العابدین و سجّاد ملقّب شد.

از رسول اکرم روایت شده که روز قیامت خطاب می شود: «کجا است زین العابدین؟» و می بینم که فرزندم علی بن الحسین جواب می دهد و می آید. از امام باقر روایت شده که: «پدرم را می دیدم که از کثرت عبادت پاهای او ورم کرده، و صورت او زرد، و گونه های او مجروح، و محل سجدة او پینه بسته بود.»

سخاوت، فتوت و رأفت امام سجّاد (ع)

در تاریخ است یکی از کارهای امیرالمؤمنین (ع) اداره کردن فقرا بطور مخفیانه بوده است. امیرالمؤمنین شبها خوراک، پوشاک و هیزم به خانة بینوایان می برد، و آن بینوایان حتی نمی دانستند که چه کسی آنها را اداره می کند. همچنین میان مورخین مشهور است که امام سجاد (ع) چنین بوده است.

راوی می گوید: در محضر امام صادق (ع) بودیم که از مناقب امیرالمؤمنین (ع) صحبت شد و گفته شد هیچ کس قدرت عمل امیرالمؤمنین را ندارد و شباهت هیچ کس به امیرالمؤمنین، بیشتر از علی بن الحسین نبوده است که صد خانواده را اداره می کرد. شبها گاهی هزار رکعت نماز می خواند.»

از طریق اهل تسنن روایت شده است که چون حضرت سجاد شهید گشت روشن شد که آن حضرت صد خانواده را بطور مخفی اداره می کرده است.

زهد امام سجّاد (ع)

چنانچه امیرالمؤمنین (ع) زاهد به تمام معنی بوده است و دلبستگی به مالی و به کسی جز به خدای متعال نداشته است. همچنین بوده است امام سجاد (ع). لذا به اصحاب خود سفارش می فرمود:
 اصحابی، اخوانی، علیکم بدار الآخرة ولا اوصیکم بدار الدنیا فانکم علیها وبها متمسکون اما بلغکم ان عیسی علیه السلام قال للحواریین. الدنیا قنطرة فاعبروها ولا تعمروها. وقال: من یبنی علی موج البحر داراً؟ تلکم الدار الدنیا ولا تتخذوها قراراً.
«ای یاران من، برادران من، مواظب خانة آخرت باشید من سفارش دنیا را به شما نمی کنم زیرا شما بر آن حریص هستید و به آن چنگ زده اید. آیا نشنیده اید که حضرت عیسی به حواریون می گفت: دنیا پل است، از روی آن بگذرید و به تعمیرش نپردازید! چه کسی روی موج آب خانه می سازد؟ موج دریا این دنیا است، به آن دلبستگی نداشته باشید.»

شجاعت امیرالمؤمنین (ع)

شجاعت امیرالمؤمنین (ع) زبانزد خاص و عام است. و اگر گفتار امام سجاد (ع) را در مجلس ابن زیاد و در مجلس یزید و مخصوصاً خطبة آن بزرگوار را در مسجد شام در نظر بگیریم شجاعت این بزرگوار نیز بر ما روشن می شود.

امیرالمؤمنین شجاعت خود را در میدان برای افرادی مثل عمروبن عبدود و مرحب خیبری به کار می برد و فرزند گرامی او امام سجّاد، شجاعت را در مجلس ابن زیاد و مجلس یزید و روی منبر در مسجد شام به کار برده است.

سیاست امام سجّاد (ع)

امیرالمؤمنین به اقرار همة مورخین از سنّی و شیعه پاسدار اسلام بود و رأی و تدبیر او فوق العاده مفید بود، چنانکه عمر بیشتر از هفتاد مورد گفته است: لولا علی لهک عمر، یعنی: «اگر علی نبود عمر هلاک شده بود.»

امام سجاد علیه السلام در مدت سی و پنج سال پاسدار شیعه بود. مورخین معتقدند که تدبیر امام سجّاد، مدینه را و بسیاری از شیعیان را از دست کسانی چون یزید و عبدالملک مروان نجات داد.

حلم امام سجاد (ع)

دربارة امیرالمؤمنین گفتاری نقل شده و ایشان فرمودند: «برآدم بیخردی گذشتم که به من بد می گفت. از او صرف نظر کردم گویی که او حرفی نزده است.»
دربارة امام سجاد نیز گفتاری نقل شده است و ایشان فرمودند:
 «بر کسی گذشتم که به من بد می گفت. بدو گفتم که اگر راست می گویی خداوند متعال مرا رحمت کند، و اگر دروغ می گویی خدا تو را بیامرزد!»

تواضع امام سجاد (ع)

آن حضرت با فقرا می نشست، با آنان غذا می خورد، از آنان دلجویی می کرد، به آنان لطف داشت و پناه آنان بود، برای آنان کار می کرد و از آنان پذیرایی می نمود، و دربارة آنان به دیگران سفارش می کرد.

تاریخ نویسان اقرار دارند که امام سجاد (ع)، دوست داشت فقیران، یتیمان و بینوایان سر سفره اش باشند و با آنها بنشیند، غذا برای آنها آماده کند و حتی غذا در دهن آنان بگذارد.

فصاحت و بلاغت امام سجّاد (ع)

فصاحت به معنی خوب سخن گفتن، مجاز، کنایه، لطایف و مثالها را به کار بردن است. و بلاغت سخن خوب گفتن، بجا سخن گفتن، از طول کلام بی فایده پرهیز داشتن است. فصاحت و بلاغت امیرالمؤمنین مورد اقرار همه است آنچنانکه دربارة نهج البلاغه گفته شده:

دون کلام الخالق وفوق کلام المخلوق.

«پایین تر از کلام خالق و بالاتر از کلام مخلوق است.»

امام سجّاد صحیفة کامله سجادیه را به جهان عرضه داشت. صحیفه ای که چون آن نیامده و نخواهد آمد. صحیفه ای که در ضمن دعا، معارف اسلام، سیاست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعیات اسلام، حقانیت شیعه، حقانیت اهل بیت، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقیقت، و بالاخره یک دوره معارف اسلامی را آموزش می دهد. صحیفه ای که محققین اسم آن را اخت القرآن، انجیل اهل بیت، زبور آل محمد نهاده اند. صحیفه ای که ابلهی با فصاحت ادعا کرد که می تواند چون آن بیاورد چون قلم به دست گرفت و نتوانست، دق کرد و مرد.

جهاد امام سجاد (ع)

امیرالمؤمنین علیه السلام بزرگترین مجاهد اسلام است که توانست اسلام را از دست کفار و مشرکین نجات دهد. ولی فرزندش امام سجّاد گرچه در کربلا کشته نشد اما وجودش، بقایش و اسارتش عامل بقای اسلام بوده است. قیام ابی عبدالله الحسین (ع) درختی بود که در کربلا کاشته شد و آبیاری و به ثمر رساندن و نگاهداری از آن به دست امام سجاد (ع) به دست زینب کبری انجام گرفت.

تدبیر امام سجاد در اسارت، گریه های امام سجاد در مدینه، نوحه خوانی و روضه خوانیهای آن حضرت در مدت سی و پنج سال سخنرانیش، به موقع جهادی بود فوق العاده مفید و ثمربخش که تحلیل سیاسی تاریخ، این مطالب را نشان می دهد.

عفو و جوانمردی امام سجّاد (ع)

اگر تاریخ دربارة امیرالمؤمنین (ع) می گوید که چگونه از ابن ملجم مواظبت کرد و هنگامی که ظرف شیری را برای حضرت می آوردند نیمی را می خورد و نیم دیگر را برای او می فرستاد، و دربارة او وصیّت و سفارش فراوان نمود، دربارة امام سجّاد نیز منقول است که: فرماندار مدینه که دل امام سجاد را خون کرده بود، از طرف عبدالملک مروان معزول شد و امر شد که او را به درختی ببندند و مردم بیایند و به او توهین کنند. امام سجاد (ع) اصحاب خود را خواست و سفارش فرمود که مبادا به او توهین شود! امام سجاد نزد او رفت و او را دلداری داد و نزد عبدالملک مروان وساطت او را کرد که از این خواری نجات یابد.

آن فرماندار معزول می گفت از علی بن الحسین و یارانش ترس دارم زیرا به آنها ظلم بسیار کردم.

ابهت و شخصیت امام سجّاد (ع)

دربارة امیرالمؤمنین (ع) گفته شده که بسیار متواضع بود، ولی بزرگی شخصیّت آن بزرگوار میان همه محفوظ بود. همچنین است فرزند عزیزش امام سجاد (ع).

در تاریخ ضبط است که هشام بن عبدالملک به حج آمده بود و کثرت جمعیت مانع شدکه حجر الاسود را استلام کند. پس در گوشه ای برای او فرشی انداخته و نشسته بود که امام سجّاد وارد طواف شد و وقتی به حجر الاسود رسید، مردم کنار رفتند و حضرت مکرّر استلام نمود. هشام فوق العاده ناراحت شد. یکی از اطرافیان پرسید: این مرد کیست که مردم چنین به او احترام دارند؟ هشام تجاهل کرد و گفت نمی دانم. فرزدق آنجا بود، فی البداهة قصیدة مفصلی دربارة امام سجاد سرود. ما چند بیت از آن قصیده را می آوریم: تمام قصیده در مناقب ابن شهر آشوب موجود است:


هذا الذی تعرف البطحاء وطاته                              والبیت یعرفه والحل والحرم

ما قال لاقط الا فی تشهده                                    لولا التشهد کانت لانه نعم

یغضی حیاء ویغضی من مهابته                                فما یکلم الا حین یبتسم

من معشر حبهم دین وبغضهم                              کفر وقربهم منجی ومقتصم

مقدم بعد ذکر الله ذکرهم                                 فی کل فرض ومختوم به الکلم


«این مردی است که حجاز، خانة خدا، حل، حرم او را می‌شناسند. نه، در کلامش نیست ـ حاجت سائل را همیشه برآورده می کند جز در تشهد ـ که لا اله الا الله می گوید. و اگر تشهد در نماز نبود، نه او، همیشه آری بود: هنگام برخورد با مردمان چشمها را فرو می بندد برای آنکه حیا دارد، و دیگران چشم فرو می بندد به جهت ابهتی که او دارد. و سخن با او نمی گویند مگر که آن بزرگوار تبسّم کند. روز قیامت حب آنها دین است و بغض آنها کفر است و قرب و نزدیکی به آنان پناه و نجات انسانها است. در نمازها یاد آنها و اسم آنها مقدم بر هر چیزی است بعد از اسم خدای متعال. و نمازها به اسم آنان تمام می شود ـ یعنی در نماز بعد از اسم خدا در اقامه، اسم اهل بیت است و آخر مطلب که در تشهد آخر گفته می شود باز اسم اهل بیت است.

 گفته شده که فرزدق به این اشعار آمرزیده شده است و به گفتة جامی اگر اهل عالم به این اشعار آمرزیده شوند جا دارد.

زندگی امام سجاد (ع)

می دانیم زندگی امیرالمؤمنین (ع) پر تلاطم بود در نهج البلاغه می فرماید: صبرت وفی العین قذی وفی الحلق شجی. یعنی: «صبر نمودم در مصایب نظیر کسی که خاری در چشم و استخوانی در گلو داشته باشد.» ولی زندگی امام سجّاد علیه السلام از زندگی امیرالمؤمنین علیه السلام بسیار پرتلاطم تر بود. آن حضرت در بحبوحة جنگ صفین به دنیا آمد: در زمان معاویه و آن جنایاتش پرورش پیدا کرده. معاویه را با کشتارهای دسته جمعی شیعیان، با اشاعة سبّ امیرالمؤمنین در خطبه ها و بعد از نمازها دیده است. بعداً حماسة کربلا و اسارت، که هر روزی از آن چند بار مرگ است، مجلس ابن زیاد و مجلس یزید را با اهل بیت پدرش پشت سر نهاد. قضیة حره که ننگی است بر دامن مسلمانان را مشاهده کرد.

یزید سال دوم سلطنت، شخصی را با پنج هزار لشگر به مدینه فرستاد و دستور قتل عام داد و سه روز مدینه را برای لشگریان خود مباح اعلام نمود.

او شاهد قضیة عبدالله بن زبیر است ـ که همة بنی هاشم و من جمله محمد بن حنفیه را در شعب ابی طالب جمع نمود که بسوزاند و چون دشمن رسید موفق نشد ـ شاهد مروان بن حکم بود که دشمن سرسخت اهل بیت بود. شاهد حکومت عبدالملک مروان با فرماندارش حجاج بن یوسف ثقفی است. زندانی زندان حجاج بن یوسف است که در میان بیابانی، پنجاه هزار زندانی در آن زندان بود و دمیری در حیاة الحیوان می گوید خوراک آنها دو قرصه نان بود که بیشتر آن خاکستر بود. شاهد کشتار بیشتر از صد هزار نفر بود به جرم دوستی با اهل بیت. پنجاه و هفت سال در این دنیا زندگی کرد ولی هر روز از آن برای آن بزرگوار قتلگاهی بود.



اولین دیدگاه را شما بگذارید امام سجاد(ع) ،

  

بخش سوم :

فَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَورِ عَلَیکُم اَهْلَ الْبَیت وَ لَعَنَ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقامِکُمْ وَ اَزالَتْکُمْ عَنْ مَراتِبِکُمُ الَّتی رَتَّبَکُمُ اللهُ فیها

نفرین خداوند سبحان بر گروهی که ستم و ظلم بر خاندان پیامبر (ص) را بنیان نهادند و لعنت خدا بر امتی که منزلت و مرتبه خدادادی شما را نادیده گرفته و حق شما را غصب کردند .

آری ؛ اگر در خانه امام علی (ع) را نمی سوزاندند ، آتش به خیمه های امام حسین (ع) زده نمی شد . اگر به صورت و بازوی زهرای مرضیه (س) سیلی و تازیانه نمی زدند ، صورت و بازوان زینب(س) و ام کلثوم و سکینه و ... تازیانه نمی خورد . اگر به دستان امام علی (ع) ریسمان نمی بستند و او را پیش طاغوت زمانش با سر و پای برهنه برای بیعت حاضر نمی کردند ، زنجیر به دستان و گردن امام سجاد(ع) انداخته نمی شد . و در مجلس طاغوت زمان ، یزید ملعون با آن وضع رقت بار حاضر نمی شد . و اگر شمشیر بر فرق مبارک علی (ع) نمی زدند و او را در محراب عبادت شهید نمی کردند ، و مردم تماشاگر نبودند ، حسین (ع) نیز به هنگام نماز مورد هجوم و تیرباران سپاه جهل و ظلمت کوفه واقع نمی شد . و سر از بدنش جدا نمی شد.

لَعَنَ اللهُ اُمَّةً قَتَلَتْکُمْ وَ لَعَنَ اللهُ الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِالتَّمْکینِ مِنْ قِتالِکُم

لعنت خدا بر امتی که بر اثر نادانی و حماقت به طاغوت زمان پیوستند و زمینه نبرد و کشتار شما را فراهم کردند .

سپاه کوفه به جای آینده نگری و پیروی از حقیقت ، با هدف تامین خواسته های طاغوت زمان به صحنه آمدند و زمینه کشته شدن فرزند پیامبر (ص) را فراهم آوردند . چه بسا آنها به چنین روزی نمی اندیشیدند که در زمره قاتلان سیدالشهدا (ع) درآیند . ولی بر اثر جهالت و نادانی و پیروی کورکورانه از شیاطین انس و جن به منجلاب هلاکت و بدبختی افتادند که تا ابد به نکوهش و نفرین انسانهای آزاده و آگاه دچار شدند . اگر نابخردان گرد امیر نادان خود جمع نمی شدند و در بیعت نماینده امام حسین (ع) یعنی مسلم ابن عقیل پافشاری میکردند چنین فاجعه ای رخ نمی داد . وآنان جزو سیه رویان و تبه کاران تاریخ نمی شدند . شاید بعضی از آنها کمک نظامی نکرده باشند ولی همین که سیاهی لشکر آنها و طرفدارشان شدند لعن ابدی دامن گیرشان شد .انسان بر اثر پیروی از خواهش های نفس و عدم بهره وری از نیروی خدادادی عقل و اندیشه در اسارت شیاطین انس و جن گرفتار شده و در صف جاهلان قرار می گیرد و حتی اگر خودش اهل ظلم نباشد ، لیکن بر اثر رضایت به رفتار و کردار جباران و ستمگران در زمره تبه کاران قرار می گیرد . و این خطر در هر عصری انسان را تهدید می کند .

بَرِئْتُ اِلَی الله وَ اِلَیکُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشیاعِهِم وَ اَتْباعِعِمْ وَ اَولیائِهِم

بارلها من اظهار برائت و بیزاری می کنم از آنهایی که با امام حسین (ع) جنگیدند و کسانی که وسیله شیوع تفکر امویان شدند و گروهی که پیرو بنی امیه شدند و طوق بندگی آنها را به گردن آویخته و به جای ولایت الهی ولایت جباران و ستمگران را پذیرفتند .

یکی از ارکان اسلام تولی و تبری است.یعنی بر هر مسلمانی است که دوست شناس و دشمن شناس باشد و با دوستان دوستی کند و از دشمنان بیزاری بجوید . و این حالت نفسانی خود را آشکار کند . و رفتارش نشانگر حالات درونی اش باشد و در قرآن کریم در آیه 256 سوره بقره به این موضوع اشاره شده است .همچنین در آیه 56 سوره مائده و آیه 22 سوره مجادله . در زیارت جامعه کبیره نیز که امام هادی (ع) به موسی ابن عبدا... نخعی تعلیم داده است ائمه اطهار را حزب ا... و مخالفان و دشمنان آنان را طاغوت و حزب الشیطان معرفی فرموده و بر اصل تولی و تبری تاکید کرده است . شایان توجه است که بر اثر شرایط مکان و زمان عموما تبری و دشمن شناسی بر تولی تقدم دارد . زیرا پس از تخلیه دل از محبت بیگانگان میتوان به آرایش آن پرداخت و عشق یار را در آن جای داد . از این رو امام باقر(ع) در اواخر زیارت عاشورا در مقام نتیجه گیری به برجسته کردن موضوع تولی و تبری می پردازد و نثار لعن و نفرین صد مرتبه ای بر دشمنان اهل بیت (ع) را بر اهدای سلام مکرر به پیشگاه اهل بیت (ع) مقدم می دارد .

 

برگرفته از کتاب منشور نینوا ، شرح و تفسیری بر زیارت عاشورا ، ره آوردی از امام باقرالعلوم(علیه السلام)

تحقیق و نگارش : مجید حیدری فر / انتشارات مسجد مقدس جمکران

                                                                                                   

 

 


اولین دیدگاه را شما بگذارید تفسیر زیارت عاشورا ،

  

بخش دوم :

اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا ثارَا... وَابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَالْمَوتور

سلام بر تو ای خون خدا و فرزند خون او سلام بر تو ای یگانه دوران .

آری حسین (ع) خون خدا و فرزند خون خداست . علی (ع) که خون خداست ، فرزندی به نام حسین (ع) دارد . این تعبیر از باب تشبیه معقول است . یعنی همانگونه که نقش خون در بدن انسان نقش حیاتی است و بود و نبودش مرگ و زندگی را رقم میزند ، وجود مقدس امام علی(ع) و امام حسین (ع) نزد خدا و در دین چنین نقشی دارند. اگر علی (ع) نبود اسلام نبود ، همچنین اگر حسین (ع) هم نبود اسلام و تشیع نبود .

اَلسَّلامُ عَلَیکَ وَ عَلَی الْاَرواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِنائِک

سلام بر تو و ارواح پاکی که بر آستانه عشق و محبت تو فرود آمدند .

یکی از عوامل موفقیت رهبران جامعه داشتن مردمانی آگاه و مجاهد و فداکار است . هر رهبری واجد چنین مردمانی باشد ، میتواند با برنامه ریزی صحیح و بکار گیری تمامی امکانات و توانایی های جامعه به اهداف و آرمان هایش دست یابد . و اگر فاقد آن باشد ، ناکام خواهد ماند .

عَلَیکُم مِنّی جَمیعاً سَلامُ ا... اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقیَ الَّیْلُ وَ النَّهار

درود جاودانه خداوند بر شما باد تا زنده ام و تا زمانی که هستی پایدار است .

برقراری رابطه تنگاتنگ معرفتی و رفتاری میان شیعیان و رهبران دینی ضرورت دارد . و سلام کردن بر سیدالشهدا(ع) در بلندای تاریخ بقای هستی ، نشانگر این معناست . و تنها در این صورت است که ما نیز همانند آن حضرت و یاران فداکارش جزو راست قامتان و پایداران تاریخ خواهیم ماند . پایداری سعادت جامعه در گرو ارتباط عمیق علمی و عملی ، اعتقادی و رفتاری ، با ائمه اطهار (ع) است که الگوهای مناسب و اهرم های قدرت هستند . و اظهار عشق و ارادت محضر سالار شهیدان در قالب سلام و تحیت بر او ، آن هم به صورت جاودانه و ابدی ترسیم کننده آن ضامن بقاست .

یا اَباعَبْدِا... لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزیَّه وَ جَلَّتْ وَ‌ عَظُمَتِ الْمُصیبَةُ بِکَ عَلَینا وَ عَلَی جَمیعِ اَهْلِ الْاِسْلام وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُکَ فی السَّمواتِ عَلَی جَمیعِ اَهْلِ السَّموات

یا اباعبدا... بی تردید تحمل مصیبت تو و حادثه جانسوز کربلا بر آزادگان ومسلمانان ، و بر همه ساکنان آسمان ، بسیار سخت و گران است .

واقعاً حادثه ای به بزرگی حادثه کربلا و مصیبتی به سختی آن در تاریخ نمونه ندارد ، زیرا :

1 امام حسین (ع) بر اساس دعوت کتبی آن مردم تبهکار و سیه دل به سوی آنها حرکت کرده بود و تعداد نامه های ارسالی به وی را حدود 12000 ثبت کرده اند .

2 کاروان آن حضرت سپاه جنگی نبود وگرنه به همراه آوردن تعدادی زن و کودک معنا نداشت .

3 حدود 20 نفر از این کاروان از افراد بنی هاشم بودند که از بزرگان عرب به شمار می آمدند .

4 حدود 50 نفر از یاران امام افراد سرشناس حجاز و عراق و عباد و قاریان و حافظان قرآن بودند .

5 سرپرستی کاروان اسیران را دختر علی (ع) به عهده داشت که زمانی معلم قرآن زنان کوفه بود .

6 جنایاتی که در کربلا رخ داد نظیر ندارد : بریدن دست و پا و سر و انگشت با انگشتر و حلقوم طفل شیرخوار و تاختن اسب بر بدنهای مطهر شهدا و به نیزه کردن سرهای شهدا ، آتش زدن خیمه ها ، نواختن سیلی و تازیانه به صورت بانوان وکودکان ، سرور و شادی در مصیبت فرزندان پیامبر (ص) .

این مصائب نه تنها بر اهل زمین بلکه بر اهل آسمان نیز سنگین است . زیرا وقتی امام حسین (ع) در عصر عاشورا تنها ایستاده بود و به اجساد شهدا می نگریست و فریاد « هَلْ مِنْ ناصِرٍ یَنْصُرُنی ... » سر میداد ، اهالی آسمان و فرشتگان خودشان را آماده یاری وی کردند ولی حضرت قبول نکردند . 

 

برگرفته از کتاب منشور نینوا ، شرح و تفسیری بر زیارت عاشورا ، ره آوردی از امام باقرالعلوم(علیه السلام)

تحقیق و نگارش : مجید حیدری فر / انتشارات مسجد مقدس جمکران

 

 


اولین دیدگاه را شما بگذارید تفسیر زیارت عاشورا ،

  


دو چشم وا کردم وخود را وسط صحن وسرا ،
عرش خدا،
کرب وبلا ،
مست و رها
در دل آیینه جدا از غم دیرینه
ولی دست به سینه

یله دیدم من سر تا به قدم محو حرم

بال ملک دور و برم

یک سره مبهوت به لاهوت رسیدم
چه بگویم که چه دیدم که دل از خویش بریدم
به خدا رفت قرارم
نه به توصیف چنین منظره ای واژه ندارم
سپس آهسته نشستم،و نوشتم
(فقط ای اشک امانم بده تا سجدهء شکری بگذارم )
که به ناگاه نسیم سحری از سر گلدستهء باران

واذان آمدو یک گوشه از آن پردهء در شور عراقی و حجازی به هم آمیخته را

پس زدو چشم دلم افتاد به اعجاز خداوند
به شش گوشهء معشوق
خدایا تو بگو این منم آیا که سراپا شده ام محو تمنا و تماشا
فقط این را بنویسید رسیده است لب تشنه به دریا

دلم آزاد شد از همهمه

دور از همه مدهوش غم وغصه فراموش

در آغوش ضریح پسر فاطمه آرام سر انجام گرفتم.


اولین دیدگاه را شما بگذارید کربلا ، امام حسین(ع) ،

  

 

 

دنیا همه دیوانه و شیدای حسین است
مهر همگان خاک کف پای حسین است
رمزی که شود ضامن ما در صف محشر
لبخند علی اصغر زیبای حسین است


نظر() کربلا ، امام حسین(ع) ، محرم ،

  

مشخصات مدیر وبلاگ

التماس دعا [0]

عاقبت روزی من هم دیگر نخواهم نوشت ولی امیدوارم شما برای همیشه بخوانید...
ویرایش

موسیقی


طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ